جهان کارگاه خلاقیت ماست

۲۴ مطلب با موضوع «متفرقه» ثبت شده است

خربزه!

به نظر شما طبع خربزه گرمه یا سرد؟!!افزودن تصویر از طریق آدرس

یه شرط بستیم روی طبع خربزه و باختیم:)) منتها هنوز زیر بار باخت نرفتم و خلاصه دارم مغلطه و سفسطه می کنم :))



۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابراهیم

باتلاق استعداد

طی پنجاه سال ، حتی قیافه ماشین های ما عوض شد ، خانه ها ، حتی دستشویی هایمان مدرن شد ، اما مدرسه همان است که هست ؛

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
ابراهیم

روزنه

اعتقاد و علاقه ی زیادی به روزنه هایی دارم که قبلا هیچ چیزی در موردش نمی دونستم. وقتی کتابی میخونم و روزنه ای در ذهنم شکل می گیره، خیلی لذت می برم و هیجان بر من غلبه می کنه. شاید تعداد این روزنه ها به تعداد قطرات آب اقیانوس ها یا خیلی بیشتر باشه و ما فقط در زندگی بتونیم به اندازه ی چند قطره به اونا پی ببریم. جالبه که فقط با چندهزارتومان میشه تعدادی از این روزنه ها را خرید که ارزش مادی برخی از اونا شاید میلیاردها باشه یا ارزش معنوی اونا غیر قابل توصیف باشه. هرچه قدر از این روزنه ها غافل تر باشیم، زندگی کورکورانه تر و یکنواخت تری خواهیم داشت.

یک جمله ی قابل تامل:

خانواده های خوشبخت همگی مثل هم هستند اما خانواده های بدبخت، هر کدوم بدبختی خودشون را دارند.

شاداب و سرزنده باشید!

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابراهیم

برداشت شبانگاهی

برداشت شبانگاهی آلوچه از درختان خوابگاه همین الان!!

عکس عزیزان دل در زیر:


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
ابراهیم

لاله

دیروز به امید وصال و نظاره گل های لاله به سمت بوستان لاله توشه ای اندوخته و سفری در پیش گرفتیم و در نهایت چیزی که عایدمان شد در عکس زیر آورده شده است:

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
ابراهیم

نگران

+باید نگران بود. هرچه قدر هم بخواهیم ساده از کنارش بگذریم، نمی شود. کمی بیندیشیم، در می یابیم که این تلاطم چه اثرات سوئی خواهد داشت. برخی با این کارهای کاذب سودهای آنچنانی نصیبشان می شود اما اکثریت ضرر می کنند. تیشه به ریشه ی تولید داخلی زده می شود. سرمایه ای که باید صرف تولیدات داخلی شود، روی پول سرمایه گذاری می شود "باید نگران بود"

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
ابراهیم

اعوجاج احوالات

+یکی از ویژگی های آدم اینه که گاهی وقتا بدون دخالت عوامل خارجی، حالش خیلی خوبه و بر عکس بعضی وقتا بدون دلیل غمگینه. البته نه اینکه عوامل خارجی اثر نداشته باشند. در واقع انگار هزاران اتفاق خوب و بد هست و بستگی داره ما از کدوم منظر به اونا نگاه کنیم. اگه به اتفاقای خوبش فکر کنیم، حالمون هم خوبه و اگه به اتفاقای بدش فکر کنیم، حالمون گرفته میشه. در واقع خوشحالی ما بیشتر منشا ذهنی داره تا منشا خارجی

++احساسات و نیازها اگر بد بودند در وجود انسان قرار نمی گرفتند. حالا برخی ها که به قولی آن حیوان چهارپایشان از پل عبور کرده سرستیز با این احساسات و نیازها پیدا کردند. از طرفی هم جامعه و شرایط اجتماعی مختلف باعث شده که نشه به راحتی ابرازشون کرد یا موقعی بشه که دیگه کار از کار گذشته باشه. اینه که چالشی ترین سوال برنامه پرطرفدار پرسیدن این سوال میشه که "عاشق شدی؟"!!

+++نمیدونم چه جذابیتی واسه بچه ها دارم که همیشه هم سن و سالای خودشونو ول می کنن میان سراغ من که بریم بازی :)))




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابراهیم

نوروساینتیست!!!

*می گوید مهم نیست که درد و غم داشته باشیم یا نه مهم این است که مغز چگونه تفسیرش می کند. این مغز است که تصمیم می گیرد با داشتن درد و رنج های زیاد خوشحال باشی و احساس رضایت کنی یا با کوچکترین غم، احساس بدبخت ترین و نا امیدترین فرد را داشته باشی. اگرچه در ظاهر مسئله فیزیکی به نظر نمی رسد ولی خب حتما اتفاق هایی برای مغز می افتد که تصمیم می گیرد اینوری باشد یا آن وری!!

**اعتماد به نفس سلاحی است که همه جا کارساز به نظر می رسد. با اعتماد به نفس و با صلابت صحبت می کند. انگار تجربه ی بیشتری دارد. البته که همین طور است. شخص اول نیز از آن طرف دنیا به طور مجازی گونه حضور پیدا می کند. تصویرش پخش نمی شود اما تصویر جمع را می بیند. حدود یک ساعت و نیم می ماند و گوش می دهد. البته که قابل تحسین است اما قسمتی از حرف هایت را زیر سوال می برد تا احساس کنی خیلی سطحی فکر می کنی.

***این روزها برده ایم اما نه از نوع قدیمیش. از نوع جدید و مدرن و با کلاسش. خیلی ها حسرت می خورند که کاش این بودند اما نمی دانند که این نیز برده داری است اما از نوع مدرن و با کلاسش!!!

***نه کسی درکمان کرد و نه ما درکش. نه کسی کنارمان بود و نه ما در کنارش. نه کسی حالمان را پرسید و نه ما حالش. نه کسی به ما نظر کرد و نه ما به او. نه کسی سراغمان را گرفت و نه ما سراغش.
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابراهیم

روزگار غریب

روزگاری است غریب. اما انگار نمی خواهد که غریب بماند می خواهد غریب تر شود. می خواهد که بر گشتن به دوران کودکیت بشود رویای دست نیافتنی ات. می خواهد که از پا در آوردت. اگر خودت را نتوانست می رود سراغ کسی که با از پا در آوردنش، تو را از پا در آورد. می خواهد سرگردانت کند. می خواهد تبدیلت کند به موجودی سرد و بی روح. اما کاش تنها تلاشش را می کرد. دست به دستان موجوداتی از جنس خودت گره زده تا به هدفش برسد...

می خواهد که حرفهایت را نزنی تا فرصت ها را از دست بدهی. می خواهد که شعرهای نوازش گونه ات را فراموش کنی. می خواهد بسوزانتت در حالی که می خندد. می خواهد بسوزانتشان در حالی که می گریی. می خواهد تو را به خودش تبدیل کند. یا تسلیم می شوی یا تسلیمت می کنند...

روزگاری است غریب و غریب تر...

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
ابراهیم

دمی آسودن پس از امتحان

مورد یک: همیشه بدترین روزا واسم روزای بعد از امتحانا بودن. به محض اینکه امتحانا تموم میشه، تحت شدیدترین فشارها و کمبود وقت باید پروژه انجام بدی و از قضا پروژه ها هم سرلجبازی افتاده و هی جواب نمیدن!!! بعدش باید هی تلاش کنی هی تلاش کنی تا بتونی جمعش کنی! خدا را شکر پروژه ها بالاخره امروز تموم شدن و اگرچه این پروژه را کامل انجام نداده بودم ولی ایده ای به کار برده بودم که استاد خوشش اومد بر خلاف پروژه ی بقیه!! و ما هم به خاطر این موضوع و تموم شدن پروژه ها در پوست خود نمی گنجیدیم:))

مورد دو: اصلا باور کردنی نیست که عمر این وبلاگ داره داره به دو سال میرسه! انگار همین دیروز بود که وبلاگو را راه انداختمو و از سر ذوق روزی 10 تا پست میذاشتم!!! هرچی جلوتر میریم زمان زودتر میگذره!

مورد سه: هیچ موقع امید و انگیزتونو از دست ندین که اگر از دست بره دیگه هیچی معنا نداره حتی اگر بهترین و ایده آل ترین زندگی را داشته باشین!! کاش بتونم امید و انگیزمو حفظ کنم!

مورد چهار: از اونجا که آدم بصری هستم، دوست دارم پستا عکس داشته باشه:)) خب دعوتتون می کنم که عکسای زیر را ببینید:)



۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
ابراهیم

تقویم شمسی